شهرام ناظری در گفت و گو با عصرایران: موسیقی ملی ایران در خطر است

 

 

- موسیقی اصیل ایرانی را ، اگر به رشته کوهی پر عظمت در درازای تاریخ کشورمان تشبیه کنیم ، بی گمان ، شهرام ناظری را باید یکی از قله های آن دانست ؛ استادی که نه فقط در ایران ، که آوازه اش تمام جهان را در نوردیده است.

 

شهرام ناظری متولد ۱۳۲۹ کرمانشاه است ، در خانواده ای کرد ، فرهنگ دوست و از پدر و مادری اهل موسیقی و آوازهای سنتی.

 

از این رو ، می توان دریافت که شهرام کوچک 9 ساله چگونه توانست اولین برنامه هنری خود را در رادیو کرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی  از نوازندگان معروف کرمانشاه، اجرا نماید و در ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نماید.

 

شهرام ناظری، در سفری که مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام می‌دهند.

 

استاد از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد .

 

ناظری در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراکش کسب نمود. ناظری همچنین از دانشگاه یوسی‌اِل‌اِی جایزه "اسطورهٔ زنده" را دریافت نمود.

 

شهرام ناظری از جمله هنرمندانی است که علاقه ویژه ای به شمس تبریزی دارد و از همین روست که به عنوان خواننده آیین بزرگداشت شمس در شهر خوی آذربایجان غربی ، یکی از به یادماندنی ترین آثار خود را در کنار مزار شمس اجرا کرد و نشان بیناد بین المللی مولانا را نیز در این مراسم دریافت نمود.

 

استاد در این مراسم گفت و گویی هم با خبرنگار عصرایران انجام داد که در زیر می خوانید.

 

جناب استاد! به عنوان کسی که سال هاست در موسیقی ایران کار کرده و زحمت کشیده ، وضعیت کنونی موسیقی ایران و چشم انداز آینده آن را چگونه می بینید؟

متاسفانه در مورد مسایل فرهنگی و به ویژه موسیقی در سال های اخیر رسیدگی لازم به عمل نیامده و کاری که بایسته و شایسته باشد، روی آن صورت نگرفته  و  در حقیقت موضوع فرهنگ و هنر که برای ایرانیان و هویت ملی آنها یک نقش اساسی دارد، به فراموشی سپرده شده است.

 

واقعیت این است که در دنیای امروز ، مطرح شدن ما با تولید هواپیما یا کامپیوتر نیست بلکه ما با هنر و فرهنگ مان می توانیم خودمان را مطرح کنیم. ما از امکانات غربی ها استفاده فراوان می کنیم و در مقابل باید قابلیت و ظرفیت فرهنگی خودمان به عنوان یک کالای قابل ارائه به جهان عرضه کنیم.

 

در دهه اول انقلاب، موسیقی ملی ما خوش درخشید و همه چیز بسیار امیدوار کننده بود، اما چون در ادامه جدی گرفته نشد و خط مشی درستی برایش تعیین نشد، همه آن شور و شوق به هدر رفت. مثل آب عظیمی که از سرچشمه ای می جوشید اما در یک مسیل مناسب هدایت نشد و سر از خشک زارها و شن زارها درآورد.

 

این است که امروز موسیقی ما و به ویژه موسیقی اصیل ما زیر سوال است و بسیاری از زوایای آن پوشیده و مبهم باقی مانده و از جوانب مختلفی در خطر است. نمونه آن وضعیت بخش آواز است که چون به یک صورت علمی و کارشناسانه دنبال نشده است، با وجود علاقه روزافزون جوانان به این بخش، استعدادهای تازه ما در حد تقلید و شبیه خوانی متوقف شده اند. این ویروس یک بیماری خطرناک است که خواننده های ما را آلوده کرده و در تاریخ موسیقی ما هرگز سابقه نداشته است. مساله دیگر هم ورود الحان خارجی به خصوص عربی در آواز ایرانی است.

 

اینها مسایلی است که موسیقی اصیل ما را تهدید می کند و متولیان فرهنگی ما که تا چند سال پیش توجه اندکی به آن داشتند، دیگر به آن رسیدگی نمی کنند و گویی یک نیروی پنهانی تنها درصدد حمایت از موسیقی های مبتذل و دچار روزمرگی است.

 

متولی این امور از نظر شما کیست؟ دانشگاه های ما؟ وزارت فرهنگ و ارشاد؟ صدا و سیما؟ خانه موسیقی؟ حوزه هنری؟ و یا آموزشگاه های ما؟

صدا و سیما گرچه می تواند نقش بسیار مثبت و موثری داشته باشد اما متاسفانه برعکس عمل می کند و مساله فرهنگ، هنر و ادبیات و به ویژه مساله موسیقی در این سازمان اصلا مطرح نیست. چرا که اهداف و سیاستگذاری های صدا  و سیما کاملا عوض شده است.

 

همین صدا و سیما  کلیپ هایی روی آثار من می گذارد که مطابق سلیقه خودشان است و این نه تنها یک استفاده ابزاری بلکه یک سوءاستفاده است که از من و آثارم در صدا و سیما می شود و اجحافی است که در حق دیگر هنرمندان هم می شود و پاسخ ناروایی است که به سی سال خدمت صادقانه و عاشقانه من داده می شود.

 

در دوره 8 ساله جنگ تحمیلی، بیشتر آثار من را در جبهه ها پخش می کردند و من هم خیلی از آنها را برای جبهه خوانده بودم اما نه این که چنین آثاری را سفارشی و دستوری خوانده باشم. در تمام این سالها من از تمام گروه بندی های سیاسی و غیرسیاسی دور بوده ام و همان شهرام ناظری ام که راه خودش را رفته است.

 

بنابراین اگر بخواهم بگویم متولیان فرهنگی چگونه و تا چه اندازه تاثیرگذار بوده اند، باید بگویم که بدترین نقش را در این میان صدا و سیما ایفا  کرده است .

 

وزارت ارشاد هم معمولا نسبت به مسایل موسیقی بی تفاوت بوده است و اگر هم در سال های پیش گاه و بیگاه حرکت های مثبتی صورت گرفته، قائم به شخص بوده و نهادینه نشده و تجارب به خاطر تغییر پیاپی مدیران و غرض ورزی های میان خودشان انتقال نیافته است. من معتقدم این بی توجهی به فرهنگ و هنر به تدریج خطر را متوجه خود سیستم خواهد کرد.

 

در حال حاضر موسیقی ملی و موسیقی اقوام ما که خودش یک اقیانوس است، نیازمند توجه بیشتر است، در حالی که حتی خانه موسیقی هم به این امور بی توجه است و بیشتر درگیر امور صنفی و بیمه هنرمندان است که کارهای اولیه محسوب می شود.

 

در اثر همین بی توجهی ها امروز سطح سلیقه مخاطبان ما به شدت افت کرده و ذوق شنیداری آنها به حد بسیار پایینی رسیده است، تا جایی که از آسان پسندی به نازل پسندی رسیده ایم و هیچ کسی در هیچ حالی دنبال موسیقی جدی نیست؛ شاید ما هنگام صرف غذا و یا گشت و گذار دوست داشته باشیم، موسیقی ساده فهم تری را بشنویم اما این که کلا نتوانیم با آثار ارزشمند ارتباط برقرار کنیم، یک تهدید برای موسیقی ما است.

 

از حضورتان در ارومیه و خوی و کنگره شمس تبریزی بگویید.

برای اولین بار در کنگره شمس تبریزی احساس کردم که کارهای مثبتی در زمینه شناساندن بزرگانی همچون شمس و مولانا در حال انجام است. چرا که وقتی سال جهانی مولانا در اقصی نقاط دنیا، از ژاپن گرفته تا آمریکا گرامی داشته شد، تنها جایی که جشن برپا نشد ایران بود و این در حالی است که مولانا شاعر ما است و هفتاد هزار بیت به زبان فارسی دارد. از این رو جای خوشوقتی است که در ارومیه و در خوی چنین کاری انجام گرفته و این یک گام قابل اتکا است که جمع شویم و از فرهنگ و ادبیاتمان بگوییم و جوانان را با پیشینه فرهنگی مان آشنا کنیم.

 

جا دارد من همین جا از برگزار کنندگان کنگره شمس به ویژه استاندار  و مدیرکل ارشاد آذربایجان غربی  تشکر کنم که هدفشان واقعا مطرح کردن شمس بود و نه مطرح کردن خودشان. این یک کار فرهنگی خالص بود که در ارومیه انجام شد؛ شهری که به خاطر نزدیکی اش با چند مرز، به لحاظ فرهنگی بسیار غنی است و مردم آن از نظر درک فرهنگی، هنری و ادبی سطح بالایی دارند.

 

در پایان از شما به عنوان کسی که جایزه میراث فرهنگی شرق را از دست بان کی مون و نشان شوالیه را از دست رییس جمهور فرانسه گرفته و با حمایت سرمایه گذاران خارجی برنامه های برون مرزی بسیاری اجرا کرده است، می خواستم بپرسم آیا شاگردانی را تربیت کرده اید که بتوانید پرچم موسیقی خودمان را پس از خود به آنها بسپارید تا در دنیا به اهتزاز درآورند؟

من هرگز نخواسته ام که یک شهرام ناظری دیگر یا یک شبیه خوان برای خودم تربیت کنم، بلکه به همه شاگردانم کمک کرده ام که خودشان را پیدا کننده و بتوانند خودشان را با قابلیت ها و ظرفیت های خودشان مطرح کنند.... /عصرایران




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

 

هجده ساله ها مراقب باشند


آیه‏ای از آیات شریفه قرآن است که من این را تلاوت می‏کنم و روایتی از امام صادق (علیه‏السلام) ذیل آیه هست که آن را هم می‏خوانم که ببینید همین مقطع آموزشی که روی آن تأکید دارم، یک مقطع بسیار حساسی است و در زندگی انسان نقش سرنوشت‏ساز هم دارد. آیه در سوره فاطر است که دارد:

«وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فیها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما یَتَذَكَّرُ فیهِ مَنْ تَذَكَّرَ».

این نقل سخنان گروهی از جهنّمی‏ها است که در جهنم فریاد می‏کنند ای پروردگار ما، ما را از این جهنم بیرون بیاور! چرا؟ تا کرداری غیر از آنچه که کردیم انجام دهیم؛ تا کردار شایسته و صالح انجام دهیم. «أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ». یعنی خدایا، ما را از جهنّم نجات بده تا کارِ خوب کنیم. به آنها خطاب می‏شود: آیا ما به شما آن‏قدر عمر ندادیم که در آن پند بگیرید که هر کس می‏خواست پند بگیرد، می‏گرفت؟

 


سؤال این است که منظور از این عمری که در آیه آمده کدام مقطع زمانی است؟


ذیل آیه روایتی از امام صادق (علیه‏السلام) است که فرمود: «تَوْبِیخٌ لِابْنِ ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً». این آیه خطاب به هجده ساله‏ها است. یعنی خطاب خدای متعال در این آیه، توبیخِ هجده ساله‏هایی است که به جهنّم رفته‏اند؛ مُراد، هفتاد ساله و هشتاد ساله‏ها نیست؛ چهل سال به بالا نیست؛ منظور، هجده ساله‏ها است! هجده ‏ساله‏هایی که روش رفتاری غلط گرفتند و سراغ معصیت رفتند و جهنّمی شدند. امّا چرا خدا هجده ساله‏های جهنّمی را این‏طور توبیخ می‏کند؟ جهت این است که انسان از نظر رشد روحی به این مقطع که رسید، دیگر عذری ندارد و می‏تواند کاملاً تمییز بدهد؛ در این سن، دریافت و فهم بهترین دریافت و بالاترین فهم است.


خوب، بگو ببینم چه کسی تو را جهنّمی کرد؟ این روش رفتاریِ غلط را از چه کسی یاد گرفتی؟ تو که نونهال بودی و در مقطعی بودی که می‏شد تو را به هر سو کشاند؛ پس تحت سرپرستی چه کسی قرار گرفتی؟ این اعوجاج از کجا پدید آمد؟ این مطلب به این مربوط است که حضرت فرمودند از نظر عمر حسّاس‏ترین مقطع زمانی، این مقطع است. ای جوان‏ها! حواستان را جمع کنید. وقتی به این مقطع برسی دیگر خوب می‏توانی زشت را از زیبا تشخیص دهی. تو دیگر انسانی و می‏فهمی! دیگر در بُعد اعتقادی‏ات هم خوب می‏توانی بفهمی. امّا بگو ببینم چه کسی تو را خراب‏ کرد؟ در محیط آموزشی، به تو رفتار غلط دادند، تو هم تأثیر گرفتی و جهنّمی شدی.


منبع: تبیان




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

539پیش از میلاد:ببيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از ديرباز پارسيان ، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي داشته و رعايت مي كنند.

اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (29 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . 2548 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافت كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد. حقوق انسان از دیدگاه کوروش همان زمان مکتوب شده است که موجود است و استوانه کوروش نامیده می شود.

 

نقش تصوير کوروش، باقي مانده از عهد باستان


1297ش:«قحط الرجال» واژه اي بود كه به نوشته مطبوعات تهرات، در چنين روزهايي در سال 1297 خورشيدي (اواخر اكتبر 1918 ميلادي) ورد زبان تهراني ها شده بود. اين واژه از اواخر مهرماه پس از آن كه وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت يك بلژيكي را براي حل مسئله نان پايتخت ايران! به رياست اداره نان منصوب كرده بود رايج شده بود. يكي از روزنامه ها پس از اين انتصاب نوشته بود: قحط الرجال در ايران، جل الخالق!. اين روزنامه به اين وسيله خواسته بود غير مستقيم بپرسدكه مگر در ايران كمبود مدير است كه يك بلژيكي را مدير اداره نان كه يك موضوع بسيار محلي است كرده اند. اتفاقا اين بلژيكي بدون داشتن آگاهي از سابقه مسئله نان توانست آن را حل كند كه رئيس الوزراء قبلي موفق نشده بود و بر سر«نان» پست خود را از دست داده بود.


1300ش:در دومين هفته ماه آبان سال 1300 خورشيدي (اكتبر 1921) حسين آقا مير پنج (سرلشكر حسين خزاعي) فرمانده نيروهاي قزاق اعزامي از تهران به مشهد، يك ماه پس از مرگ كلنل محمد تقي خان پسيان هواداران قيام او را در خراسان شديدا سركوب كرد. گروهي اعدام و دهها تن ديگر از آنان نيز زنداني شدند. حسين آقا ميرپنج بقيه هواداران قيام كلنل را تهديد كرده بود كه اگر از ادامه انقلاب دست بر ندارند و سلاحهاي خود را تحويل ندهند بي رحمانه قلع و قمع خواهند شد.

كلنل محمد تقي خان كه از مداخلات بيگانگان در امور وطن و خيانت و يا سكوت رجال وقت به ستوه آمده بود در خراسان دست به يك قيام ملي زده بود و موفقيت هايي هم به دست آورده بود كه قرباني توطئه شد.

وي قبل از اين قيام، با ژاندارمهاي خود نيروهاي به مراتب بيشتر و مجهزتر روس را از همدان مجبور به عقب نشيني كرده و شهر را آزاد ساخته بود. کلنل از مداخله قدرت هاي اروپايي در امور وطن، سخت خشمگين بود و بسياري از رجال وقت را خودخواه و خائن مي دانست - خيانت دانسته (عمدي) و يا ندانسته.

 

حسين آقا مير پنج


1925م:29اكتبر سال 1925 (هفتم آبان 1304 خورشيدي) واعظ قزويني ــ روحاني چپگرا و ضد سرمايه داري را كه ناشر روزنامه «نصيحت» بود در ساختمان مجلس در بهارستان كشتند و هنوز به درستي انگيزه قتل روشن نشده است وطراحان آن شناخته نشده اند، چرا؟. وي مقالات تندي بر ضد فساد مالي، اجحاف و احتكار و نبود مروت و انصاف در ثروتمندان و آزمندي آنان منتشر مي كرد.

در همين روز در سال بعد (1305) سيد حسن مدرس نماينده مجلس در تهران مورد سوء قصد قرار گرفت، مجروح و در مريضخانه دولتي (بيمارستان سينا) تحت عمل جراحي قرار گرفت و نجات يافت.

 

1320ش:از هفتم آبان 1320 (29 اكتبر1941)، دوماه پس از اشغال نظامي ايران كار بركناري، بازنشستگي و انتقال مقامات نظامي و غير نظامي ايران طبق فهرست متفقين آغاز شد. دراين تصفيه دامنه دار بسياري از افسران ارتش نيز به كارهاي غيرنظامي گمارده شدند.

مروري بر فهرست مقامات تصفيه شده و سوابق آنان نشان مي دهد كه عمدتا از ميان ميهندوستان و مخالفان سلطه اجنبي انتخاب شده بودند. در ميان آنان گروهي هم كه قبل از اشغال نظامي ايران،تمايل به ناسيونال سوسياليسم آلمان از خود نشان داده بودند ديده مي شدند.

همزمان با آغاز كار تصفيه مقامات، كمبود مواد غذايي و كالاي مصرفي چهره خود را در ايران آشگار مي كرد. كار جيره بندي در شهرهاي بزرگ ايران و همزمان با آن سوء استفاده از اين وضعيت، احتكار و توزيع مواد غدايي آلوده و كالاي نامرغوب آغاز شده بود. مقامات اشغالگر (متفقين) اين وضعيت را به حساب آزمندي و فرصت طلبي و طبيعت بد برخي از اتباع ايران مي گذاردند و با اين بهانه كه نمي توان با اعمال زور ماهيت افراد را تغيير داد از خود سلب مسئوليت مي كردند. برخي از اين مقامات خارجي بعدا در خاطرات مكتوب خود و يا در مصاحبه ها (تاريخ شفاهي كه در كتابخانه ها محفوظ است) از اين خصلت معدودي از ساكنان ايران ابراز تعجب كرده بودند كه در «روزهاي سخت» دست به سوء استفاده زده بودند!. اين باورها، توفير زياد با ابراز نظر «جان ملكم» انگليسي كه در دهه اول قرن 19 به ايران آمده بود و خاطرات مورگان شوستر آمريكايي ندارد. براي اصلاح اين خصلت ناروا، راه آموزش و تمرين اخلاقيات و معنويات توصيه شده است.


1944م:نخستين راهپيمايي اعضاي حزب توده در خيابانهاي تهران وسيعا در مطبوعات امريكا و انگلستان منعكس شد. اين راهپيمايي 27 اكتبر 1944 (پنجم ابان 1223) برگزار شده بود كه اخبارمربوط به آن دو روز بعد در امريكا و انگلستان انعكاس يافته بود.

همين خود نمايي باعث دقيق شدن آن دو دولت و سرانجام، تغيير استراتژي آنها در قبال ايران شد. اما در آن روز آن دو دولت به دليل نياز به شوروي كه نيروي اصلي نبرد با آلمان را در دست داشت و ترس ازخشونت استالين، عكس العمل آشگار از خود نشان ندادند؛ لكن تا دهها سال بعد همين نگراني آنها مخصوصا آمريکا محور سياستهايشان در قبال ايران بود.

 

ساعد مراغه نخست وزير وقت


1944م:از اواسط اكتبرسال 1944 بيش از هميشه نغمه دادن امتياز نفت شمال به شوروي به بهانه ايجاد موازنه ميان اين دولت و انگلستان به گوش مي رسيد كه دكتر مصدق در نطق هفتم آبان خود در مجلس مخالفتش را با دادن هر گونه امتياز مخصوصا امتيازهايي از آن دست به بيگانه ابراز داشت.

دكتر مصدق كه نماينده تهران در مجلس شوراي ملي بود صريحا گفته بود: دادن هر امتياز به بيگانه مشكلات كشور مخصوصا در زمينه حاكميت ملي را در سالهاي بعد از آن چندين برابر خواهد كرد و نسل آتي آن را يك خيانت نسل حاضر به وطن تلقي خواهد كرد. وي اضافه كرده بود: مقامات امروز حق ندارند براي نسل آتي دشواري و مسئله به ارث بگذارند.

همين مخالفت سر آغاز مبارزه اي طولاني براي ملي شدن نفت ايران شد كه از آغاز كار در انحصار انگليسي ها قرار گرفته بود.

 

دکتر مصدق

 

1954م:29 اكتبر سال 1954 (هفتم آبان 1333) شاه قرارداد نقت با كنسرسيوم را امضاء كرد. اين قرارداد روز پيش از آن در مجلس سنا تصويب شده بود!. سناي وقت با كمترين مخالفت آن را به تصويب رسانده بود. نفت ايران كه پيش از ملي شدن در انحصار انگلستان بود اين بار در اختيار كنسرسيومي از شركتهاي بزرگ نفتي غرب از جمله امريكا و انگلستان قرار گرفت. اين شركتها با هم بستگي تنگاتنگ و مشاركت دارند.


1892م:بانو " فاني برايس " کمدين فيلمهاي سينمايي و برنامه هاي فکاهي تلويزيون آمريکا 29 اکتبر 1892 به دنيا آمد و 59 سال عمر کرد. وي درکار خود به قدري مهارت داشت که ترانه کمدي مي خواند و شعر و گاهي آهنگ آنها را هم خودش مي نوشت. فاني در عين حال يک طنز نگار با استعداد بود.

 

فاني برايس

 

1911م:29 اكتبر (روزي چون امروز) سالروز درگذشت «جوزف پوليتزر» روزنامه نگار معروف است كه به منظور ارتقاء ادبيات، روزنامه نگاري و موسيقي از طريق انتخاب سالانه بهترين ها و دادن جايزه، بنیادی را تاسیس کرده است. پولیتزر در 64 سالگي بسال 1911 فوت شد. مهمتر از ايجاد بنياد پوليتزر، وي مبتكر «مردمي نويسي» در نشريات است كه تا آن زمان عمدتا به گزارش فعاليت هاي دولت مي پرداختند. «تاريخ ژورنالیسم» ايجاد رقابت ميان روزنامه ها در كسب اخبار اختصاصي را هم به نام پوليتزر ثبت كرده است. یک استاد هاروارد در اکتبر 1999 و به مناسبت هشتاد و هشتمین سالگرد درگذشت پولیتزر گفت: "اصرار پوليتزر در مقالاتش به آموزشی نویسی (ارتقاء معلومات مخاطبان)، اخبار و مطالب شهری، تلاش براي يافتن اخبار و مطالب اختصاصي و روزنامه نگاری اینوستیگیتیو (تجسس خبرنگار بمانند کارآگاه پلیس) چهره رسانه ها را در جهان تغيير داده و به پيشبرد تمدن و رعايت حقوق مدني كمك بسيار كرده است.". پوليتزر كه ناشر چند نشريه بود براي پيشبرد حرفه روزنامه نگاري به تاسيس مدرسه روزنامه نگاري در دانشگاه كلمبيا كمك كرد. پدر پوليتزر از يهوديان مجارستان، مادرش كاتوليك و زنش يك پروتستان بود و به همين لحاظ خود را عنصري بي طرف مي پنداشت. خانواده پوليتزر هنگامي كه او جواني بيش نبود به آمريكا مهاجرت كرده بود و او كه بر زبانهاي آلماني و فرانسه مسلط بود کار روزنامه نگاري را از ترجمه مقالات نشريات اروپايي براي چاپ در روزنامه هاي آمريکا آغاز کرده بود.

 

Joseph Pulitzer

 

2005م:29 اكتبر 2005 (هفتم آبان ماه 1384) در مراسمي رسمي كه در تهران برپا شده بود ژنرال قاليباف که به تازگي شهردار تهران شده بود حكم سردبيري روزنامه همشهري متعلق به آن سازمان را به محمدرضا زائري (حجت الاسلام) داد. اين نخستين بار بود كه همشهري (و در آن سازمان 13 ساله) داراي سردبير روحاني (معمم) مي شد. عمر سردبيري زائري کوتاه بود و حسين انتظامي مدير وقت اين روزنامه (نماينده انتخابي مديران نشريات ايران در هيات نظارت بر مطبوعات) عملا خود کار سردبيري را برعهده گرفت.

«همشهري» كه اجازه انتشار مطالب سياسي و ورود به عالم سياست را ندارد و طبق مجوز اوليه محل توزيع آن محدوده جغرافيافي تهران بود اواخر آذرماه 1371 با تلاش غلامحسين كرباسچي شهردار وقت تهران (رئيس حزب کارگزاران سازندگي) و با استخدام چند روزنامه نگار قديمي و صرفا به منظور انتشار مطالب شهري (اجتماعي، بهداشتي، فرهنگي و اقتصادي) مربوط به تهران تاسيس شد و جز سه ماه اول كار، سردبيري كل آن با مهندس محمد عطريانفر بود كه همشهري امروز را بايد نتيجه زحمات و ابتكارهاي او دانست.

پس از عطريانفر، مهندس عليرضا شيخ عطار (بعدا معاون و سپس قائمقام وزارت امور خارجه و اينک سفير ايران در آلمان) سردبير كل همشهري شد كه تقريبا همان سياست و روش عطريانفر را دنبال كرد و از استعلام نظر مخاطبان درباره محتواي همشهري غافل نمي ماند. وي كوشش بسيار براي جلب نويسندگان خوب و حفظ بي طرفي و غير سياسي بودن همشهري بعمل آورد.

در مراسم هفتم آبان1384 سخن از انتشار همشهري در سطح ايران و جهان به ميان آمد كه به نظر مي رسيد به دور از وظايف يك روزنامه اختصاصي شهرداري تهران باشد.

روزنامه همشهري يك روزنامه دولتي است ولي برخلاف عرف يك روزنامه دولتي، هم اعلان تجاري چاپ مي كند و هم تكفروشي دارد و با اين عمل خود وارد رقابت با روزنامه هاي غير دولتي شده كه عملا به كار پيشرفت آنها آسيب مي رسد. معناي تكفروشي و يا به قول فرنگي ها «سينگل كاپي سيل»، عرضه روزنامه در كيوسك ها و يا جعبه ها جهت فروش است. روزنامه دولتي قاعدتا نبايد رقيب روزنامه هاي حرفه اي شود و به كسب اعلان و نيز تكفروشي بپردازد. اعلان تجاري ممكن يك روز ايجاد دردسر كند. براي مثال اگر يك اعلان مطابق آن چه بيان داشته نباشد، مي توان روزنامه اي را هم كه به چاپ آن مبادرت كرده به عنوان شريك جرم تعقيب قضايي كرد و ....

 

زائري


242004م: اكتبر 2004 مردي مسلح وارد دفتر روزنامه « اكسپرس » در پايتخت جمهوري بنگلادش شد و دستيار سردبير اجرايي آن را با گلوله كشت و فرار كرد. انگيزه اين قتل هنوز روشن نشده و نام مقتول « آپالو » اعلام شده است. با قتل دستيار سردبير اكسپرس ،از ژانويه تا نوامبر سال 2004 هفت روزنامه نگار بنگلادشي به اين صورت مقتول شده اند. دو ماه پيش از واقعه روزنامه اكسپرس، «چاراوارتي» يكي از دبيران روزنامه « دورجوي بنگلا » توسط يك ناشناس كشته شده بود و قبل از وي هم همايون كبير بالو، كمال حسين، مانيك چاندرا و دو تن ديگر مورد حمله قرار گرفته و جان باخته بودند. «اينترنشنال واچ داگ» و انجمن هاي جهاني دفاع از روزنامه نگاران ضمن اعلام بنگلادش به عنوان كشوري نا امن براي روزنامه نگاري به دليل آسيب پذيري روزنامه نگاران، تاكيد كرده اند كه قضيه را تا پايان دنبال خواهند كرد.

 

1923م:29اكتبر سال 1923 پارلمان تركيه كه «مجلس كبير» عنوان داشت راي به جمهوري شدن اين كشور داد و به اتفاق آراء مصطفي كمال پاشا (اتاترك) را به رياست جمهوري برگزيد.

جمهوري تركيه جاي امپراتوري عثماني را گرفت كه زماني يك قلمرو پهناور شامل اروپاي جنوب شرقي و سرزمين هاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا بود. عثماني در جنگ جهاني اول شكست خورده و در 29 اكتبر 1918 (دو هفته پيش از پايان جنگ جهاني اول) با فاتحان جنگ قرارداد ترك مخاصمه امضا كرده بود و اگر بپاخيزي مسلحانه «مصطفي كمال» نبود باقيمانده آن نيز تجزيه شده و بخش غربي آن به دست يونان افتاده بود. محمد ششم آخرين سلطان عثماني در يكم نوامبر 1922 و قبل از جمهوري شدن، با يك ناو نظامي انگليسي به صورت فرار از وطن خارج شده و به مالت (مستعمره وقت لندن) رفته بود. «مورخان» معارضات عثماني با قدرتهاي اروپايي را كه در قرن نوزدهم شدت بيشتري يافته بود «مسئله شرق» عنوان داده اند كه بخش بزرگي از تاريخ عمومي (جهان) را تشكيل مي دهد.

عثماني ها در سال1453 پس از تصرف قسطنطنيه (استانبول) بر جاي دولت بيزانتين (روم شرقي) نشسته بودند.

مجلس كبير تركيه در 29 اكتبر 1923همچنين پايتخت را از استانبول (حاشيه اروپا) به آنقوره (آنكارا) در آناتولي (آسياي صغير) انتقال و تركي را زبان رسمي همه كشور قرارداد. بيش از سي درصد واژه هاي زبان رسمي تركيه ريشه فارسي دارند. چند سال بعد و از يكم نوامبر 1928 الفباي تركيه نيز لاتين و كلمات برحسب تلفظ آنها نوشته شد. 13اكتبر 1923 تصميم به پايتخت شدن شهر آنكارا واقع در آناتولي 13 اكتبر 1923 گرفته شده بود كه اين تصميم 16 روز بعد به تصويب مجلس رسيد. به اين ترتيب شهر استانبول (قسطنطنيه) پس از 16 قرن، مقام خود به عنوان پايتخت و صحنه قدرت را ازدست داد.

 

مصطفي کمال


1956م:29اكتبرسال 1956، اسراييل با استفاده از وضعيت بحراني كه ملي كردن آبراه سوئز در مناسبات مصر با انگلستان و فرانسه به وجود آورده بود حمله نظامي خود را به مصر با فرود اوردن چترباز در شرم الشيخ (جنوب صحراي سينا) و سپس تصرف «غزه» آغاز كرد و انگلستان و فرانسه هم به آن پيوستند و هواپيماهاي نظامي انگلستان مستقر در پايگاه اين كشور در قبرس به مصر حمله بردند. شوروي درگير در مسئله مجارستان بود.

شوراي امنيت در صدد اعلام اتش بس برآمد كه با وتوي انگلستان و فرانسه رو به رو شد و داگ هامرشولد دبير كل وقت سازمان ملل (از كشور سوئد) كه با دبيركلهاي بعدي اين سازمان تفاوت داشت كه از ديپلماتهاي كشورهاي كوچك و مستعمره سابق هستند وقتي كه چنين ديد مجمع عمومي را به تشكيل جلسه فراخواند و اين مجمع با كمترين مخالفت راي به ترك مخاصمه داد كه تصميمات مجمع عمومي ضمانت اجرايي ندارند.

تا اين زمان سوريه و عراق نيز به نيروهاي خود آماده باش داده و دست به بسيج نيرو زده بودند. طولي نكشيد كه موازنه جهاني قدرت كار خود را كرد؛ روزنامه ايزوستيا ارگان دولت شوروي در مقاله شديدالحني كشورهايي را كه به مصر حمله برده بودند تهديد كرد كه ارتش سرخ ساكت نخواهد نشست و مداخله خواهد كرد. متعاقب آن گزارش رسيد كه شوروي دست به مسلح كردن سوريه زده و در صدد مداخله به حمايت مصر است كه دولت امريكا از بيم مداخله شوروي به ميانجي گيري دست زد و آتش بس برقرار شد و نيروهاي انگلستان و فرانسه و سپس اسراييل تخليه خاك مصر را آغاز كردند و واحدهاي حافظ صلح سازمان ملل در خطوط مرزي مصر و اسراييل مستقر شدند.

اين جنگ به بسط نفود شوروي در آن منطقه مخصوصا مصر و سوريه كمك بسيار كرد.

قطع سريع جنگ به چند دلیل بود ازجمله وجود دو ابر قدرت در جهان كه دربرابر هم قرار می گرفتند و موازنه برقرار بود، وجود يك دبير كل بي طرف و از يك كشور هميشه مستقل و پيشرفته كه تحت تاثير قرار نمي گرفت. اين دو و ضعيت، ديگر وجود ندارد و .... بايد دانست كه داگ هامر شولد جان خود را برسر بي طرفي، نترس و دلسوز بودنش گذاشت.

 

نمونه ويراني ناشي از حملات هماهنگ هوايي سه كشور به مصر در سال 1956

 

1979م:29 اكتبر سال 1979 به مناسبت پنجاهمين سالگرد سقوط بورس نيويورك که منجر به یک ركود اقتصادي بزرگ ده ساله شده بود، دهها هزارتن در شهر نيويورك عليه آزمندي و پولپرستي شماري كم دست به تظاهرات زدند. سقوط بورس نيويورك در اكتبر 1929 از بيست و چهارم اين ماه آغاز و در روزهاي 28 و 29 اكتبر به اوج خود رسيده بود كه در اكتبر 1987 و اكتبر 2008 عينا تكرار شده است.

تظاهر كنندگان 29 اكتبر 1979 ضمن تظاهرات و دادن شعار، درهاي بورس نيويورك را بسته و مانع ورود افراد به آن شده بودند. آنان شعار مي دادند كه همه مشكلات زير سر بورس نيويورك و پولپرستان است. در آن روز هشتصد مامور پليس تلاش مي كردند كه مانع از تعطيل شدن بورس نيويورك به دست تظاهركنندگان شوند. تظاهرات سرانجام با دستگيري و بازداشت يكهزار و 45 تن از تظاهركنندگان پايان يافت. برخي از بازداشت شدگان به پليس گفته بودند كه منظورشان نه تنها اصحاب سرمایه و قماربازان سهام بلکه آنهايي هم بوده است كه در صنايع نظامی آمریکا و از جمله تسليحات اتمي این کشور سرمايه گذاري كرده و برای بردن منفعت هرچه بیشتر، به دخالت در امور دولت دست می زنند و در جریان انتخابات به انواع تبلیغ برای نامزدهای موافق خود اقدام می کنند. رسانه هاي آمريکا از این قسمت از اظهارات بازداشت شدگان که پلیس برایشان نقل کرده بود استفاده کرده و در نخستين گزارش خود به تظاهرات ضد آزمندی و تقلب های اقتصادی؛ عنوان «تظاهرات ضد اسلحه اتمي» داده بودند! که سریعا مورد انتقاد پيشكسوتان حرفه روزنامه نگاري قرار گرفتند و در گزارشهای بعدی انگیزه تظاهرات و چگونگی آن را اصلاح کردند. پیشکسوتان حرفه ژورنالیسم در انتقاد خود از تحریف تظاهرات 29 اکتبر، به نگرانی های آیزنهاور در دو دهه پیش از آن و درستی این نگرانی ها اشاره کرده و هشدار داده بودند. آیزنهاور که 27 سپتامبر 1955 پس از شنیدن سقوط سهام وال استریت در آن روز، دچار حمله قلبی و بستری شده بود در ژانویه 1961 ـ در آخرین ماه حکومت خود با تاکید گفته بود نگران آینده آمریکا است اگر این چند وضعيت ادامه یابد و به روند خود ادامه دهد: ميدياكراسي (جوّسازي رسانه ها و تغيير وضعيت به خواست خود)، قدرت گيري صنايع نظامي و مداخله آنها درتصميمگيري هاي دولت، تداخل دولت و اصحاب سرمايه و سهام دريكديگر (مقام دولتي شدن دست اندركاران بورس و سرمايه و بالعكس)، خارج شدن لابي گرهاي كنگره از صورت كار روابط عموي كردن و ورود مقامات سابق و نمايندگان پيشين كنگره به جرگه لابي گران و تبديل «نظر رساني و روشن سازي كه اگر حرفه اي و علمي باشد امري مفيد است» به اعمال نفوذ و كارچاق كني.

مرور زمان نشان داده است وضعیتی که آیزنهاور نگران آن بود ادامه یافته است. برای مثال: در سال 2009 بانکهایی که با کمک مالی دولت بر سر پا مانده اند به پس اندازهای مردم حداکثر دو درصد سود می دهند ولی از صاحبان کردیت کارتها 19 تا 29 درصد بهره می گیرند! و ....

 

Margareta Winberg

 

2003م:بيست و دومين نشست ادواري «كنگره بين الملل سوسياليست» 29 اکتبر 2003 با انتقاد از جهان بدون عدالت و نظم پایان یافت. در این کنگره که در شهر سائو پائولو كشور برزيل برگزار شده بود ششصد نماينده از 150 حزب سوسياليست و سوسيال دمكرات شرکت کرده بودند. سخنرانان از فرصتي كه نشست برايشان فراهم آورده بود استفاده كردند و زبان به انتقاد از وضعيتي كه پش از فروپاشی شوروی بر جهان مستولي شده است گشودند. ماحصل این سخنرانی ها ردّ نظام یک قطبی و شلاق زدن بر «تبلیغ تغییر نظام كشورها به سبك آمريكايي و گسترش كاپيتاليسم افسار گسيخته» بود كه فقراء را فقير تر ساخته است. سخنرانان عموما از اشغال نظامی عراق بدون مجوز سازمان ملل انتقادکردند و خواستار وضعیتی شدند که از تکرار این رویداد جلوگیری کند. این سخنرانان ضمن اشاره به كمك مالي برخی دولتها به عراق و افغانستان گفتند كه همين دولتها هنوز به «ايدز زدايي» از جهان و درمان بيماران ايدزي كمك آنچنانی نکرده اند. کمک مالی بدون نظارت دقیق به کشورهایی همچون افغانستان حاصل چندانی ندارد و به گسترش فساد اداری می انجامد. اظهارات بانو «مارگارتا وينبرگ» معاون نخست وزير سوئد كه گفت: تنها كمپاني هاي بزرگ كشورهاي قدرتمند از نظم تازه جهان بهره مند مي شوند و جهان امروز شده است جهان بي عدالتي ها، نمونه اي از اين سخنراني ها بود.

اين نشست از 26 تا 29 اكتبر سال 2003 جريان داشت و «آنتونيو گوترس» نخست وزير پيشين پرتغال به رياست بعدي اين كنگره انتخاب شد.

 

2004م:برخي از رونامه هاي آمريكا در شماره هاي 24 اكتبر 2004 خود گزارش مشروح و مفصل اسوشيتدپرس (خبرگزاري متعلق به روزنامه هاي آمريکا) كه خبرنگاران خود در گوشه و كنار جهان را مامور كرده بود جمعه پيش از آن به مساجد بروند و نظر مراجعان را درباره سياست هاي آمريكا از آنان بپرسند منتشر ساخته بودند. از اين گزارش بسيار مفصل كه «نيكو پرايس» نويسنده آن خبرگزاري آن را از مجموع نظرات دريافتي تنظيم كرده بود چنين برمي آمد كه مسلمانان جهان از سياستهاي آمريكا در قبال عراق، فلسطين و افغانستان راضي نبوده اند.

«پرايس» در ليد گزارش نوشته بود كه مسلمانان، صرف نظر از منطقه جغرافيائي محل سكونت خود، در اين موضوع واحد شريكند كه جهان اسلام و دين آنان از سوي غرب در معرض تهديد است. افراد مورد مصاحبه اشاره كرده بودند كه رويدادهاي جاري را جنگ صليبي تازه اي بر ضد جهان اسلام مي بينند و در جستجوي يك «صلاح الدين ايوبي» براي دفع آن هستند. بيشتر كساني كه نظرشان خواسته شده بود گفته بودند كه رويدادهاي جاري عراق و فلسطين و ضديت هاي ديگر، عملا يك ميليارد مسلمان جهان را با هم متحد كرده است و دولتهايي را دوست خود مي دانند كه در توطئه هاي غرب برضد آنان مشاركت نكرده باشند. اين مسلمانان همچنين گفته بودند كه بعد از فلسطين، افغانستان و عراق، اينك سودان در برنامه غرب است و ....

 

2005م:بيست و ششم اكتبر 2005 اعلام شد كه رونگ ييرن پدر كاپيتاليسم سرخ در 89 سالگي فوت شده است. وي فرزند يك ميلياردر چيني بود كه پس از ايجاد جمهوري توده اي چين در سال 1949 ترجيح داد كه در وطن بماند و به صف كمونيستها به پيوندد. در آخرين سال دهه 1970 دنگ شيائو پينگ از او خواست كه با حفظ نظام سوسياليستي چين راهي براي ورود اين كشور به بازارهاي جهان بيايد و او سياست اقتصادي نويني را طرح ريزي كرد كه چين با اجراي آن به صورت يك قدرت اقتصادي بزرگ در آمده است. غربي ها طرح "رونگ" را "كاپيتاليسم سرخ" نام نهاده اند. جيانگ زمين رئيس جمهوري سابق چين "رونگ" را معاون رياست دولت كرده بود كه پنج سال در اين مقام بود. رونگ در آخرين مصاحبه خود گفته بود از يك چيز لذت مي برد و آن اين است كه چينيان را در رفاه و سعادت كامل و چين را از هر لحاظ در صدر ساير ملل ببيند و چشمداشت ديگري ندارد و همين يك لذت برايش كافي و ابدي خواهد بود.

 

Rong Yiren

 

2005م:نيويوزك تايمز در شماره 28 اكتبر 2005 خود نوشته بود كه چين در به در در جستجوي بهترين استادان جهان است تا با کمک آنان دانشگاههاي خود را در صدر دانشگاههاي جهان قرار دهد و در اين راه حاضر است هر بهايي را بپردازد. استادان مورد نظر چين صرفا استادان علوم نيستند بلكه بهترين ها در هر رشته تحصيلي هستند.

تايمز سپس مصاحبه خود با پروفسور «چي چيه يائوChi - Chih Yao» استاد علوم كامپيوتر در دانشگاه پرينستون آمريكا كه دعوت چين را پذيرفته بود بر اين خبر خود اضاف كرده بود.

اين استاد گفته بود: انگيزه ميهني براي انتقال به چين براي او مهمتر از دستمزد چشمگيري است كه دولت چين به او پيشنهاد كرده است.

 

1357م:اين صف نه مربوط است به ايران سال 1357 (سال انقلاب) و نه يك كشور فقير؛ اين صف 27 اكتبر 2005 در ايالت فلوريداي آمريكا كه دچار كمبود سوخت شده بود تشكيل شده بود. اين عكس را «پت كارتر» خبرنگار عكاس اسوشيتدپرس در شهر «لادرديل» از صف پيادگان منتظر خريد بنزين گرفته بود. اين صف در جهت مقابل صف بسيار طولاني اتومبيلها تشكيل شده بود. آنان كه در صف ايستاده و ظروف پلاستيكي خود را روي زمين گذارده و يا به دست گرفته كساني بودند كه يا اتومبيلشان ميان راه بنزين تمام كرده و مانده و يا براي ماشين چمن زني و ژنراتور (برق داخلي) منزل نياز به بنزين داشتند.

اين صفوف اهميت سوخت فسيلي به ويژه بنزين را در دنياي امروز و آينده ثابت مي كند و حساس بودن جهان نسبت به كشورهاي صاحب نفت را نشان مي دهد.

شب پيش از انتشار اين عكس در روزنامه هاي آمريكا، يك مفسر تلويزيوني ضمن تفسير سود ده ميليارد دلاري سه ماهه كمپاني نفتي «اكزان ـ موبيل» گفته بود كه جز روسيه، هيچيك از كشورهاي صادر كننده نفت قادر به دفاع نظامي از ذخاير خود كه مورد نياز مبرم جهانيان است نيستند!.

 

صف بنزين با ظرف خالي در آمريكا!

 

1618: سر والتر رالي شاعر. نويسنده، دريا نورد و سياستمدار انگليسي به جرم خيانت به شاه وقت انگلستان در ارگ لندن گردن زده شد. وي در لندن جلساتي به نام «شبهاي شعر» داير كرده بود كه به پادشاه خبر داده بودند در اين جلسات «رالي» بر ضد او سخن مي گويد و توطئه چيني مي كند. رالي كه نام او بر مركز ايالت كاروليناي شمالي گذارده شده است نخستين انگليسي بود كه قدم به خاك امريكا گداشت و همراهان او در جزيره «رونوك» مستقر شدند كه پس از بازگشت او به انگلستان همه انان به طرز اسرار آميزي ناپديد گرديدند.

1686: اراضي ويليام پن Penn در آمريکا شمالي، پنسيلوانيا (ايالت پنسيلوانياي امروز) نام گرفت.

1863: کميسيون بين المللي صليب سرخ آغاز بکار کرد.

1888: نخستين خودكار ساچمه اي ساخته شد.

1897: پل ژوزف گوبلز Paul Joseph Goebbels سخنگو و رئيس تبليغات هيتلر (دولت حزب ناسيونال سوسياليست آلمان) به دنيا آمد. (مشروح آخرين روزهاي زندگاني او با عکس زن و فرزندانش که باهم خودکشي کردند در مطالب اول ماه مه اين سايت آمده است. در روزهاي 17 و 18 ژانويه و ... هم به او اشاره شده است که مي توانيد با کليد جستجو در سمت راست بالاي اين صفحه، همه مطالب مربوط به وي و هر موضوع ديگر را بيابيد).

1910: آلفرد آير Alfred J. Ayer فيلسوف انگليسي "نيو پازيتيويسم" به دنيا آمد.

1956: منطقه طنجه که قبلا بين المللي اعلام شده بود به مراکش باز گردانده شد.

2003: اعلاميه شهرداري نيويورك رقمي را كه قبلا براي تلفات رويداد 11 سپتامبر سال 2001 انهدام برجهاي دوقلوي اين شهر داده شده بود به ميزان 40 تن كاهش داد و با اين حساب جمع تلفات 2 هزار و 752 كشته بوده است.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

 

  نانوایی بازار در آتش سوخت

 

نشت گاز از شلنگ فر یک نانوایی سبب آتش گرفتن مغازه و مصدومیت دو کارگر این نانوایی شد.آتش نشانان ایستگاه ۴۷، در ساعت ۱۸ شب گذشته از طریق تماس شهروندی با سامانه ۱۲۵ درجریان آتش سوزی در منطقه بازار قرار گرفتند.

 

نصرالله نفر، فرمانده آتش نشانان در این عملیات گفت: در این آتش سوزی دو کارگر مغازه از ناحیه دست دچار سوختگی شدند که توسط نیروهای اورژانس به مراکز درمانی منتقل شدند.

وی با بیان اینكه علت بروز این آتش سوزی، نشت گاز از شلنگ فر بوده است، گفت: آتش نشانان با تجهیزات انفرادی کامل، یک رشته لوله آبدهی و دستگاه تنفسی، آتش سوزی را خاموش کردند.... / خبرگزارى ايسنا




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

 

1305ش:در اين روز از مهر ماه سال 1305 هجري خورشيدي در تهران اعلام شد كه از دهم آبان همان سال (31 اكتبر 1926) قانون نظام وظيفه عمومي در ايران به اجرا درمي آيد و پسران 18 ساله به بالاي ايراني مشمول خدمت سربازي خواهند بود و اين خدمت ملي دو سال طول خواهد كشيد. هنگام طرح لايحه اين قانون در مجلس كه خواست رضا شاه (پهلوي يكم) بود، برخي از روحانيون وقت با آن مخالفت كرده بودند. اجباري و عمومي شدن خدمت سربازي از افكار «كلازويتس» فرضيه پرداز نظامي آلمان است كه انديشه هايش را در نيمه اول قرن 19 منتشر ساخت و اين قسمت را «عمومي شدن دفاع از وطن» عنوان گذارد. در حال حاضر شمار كمي از كشورها هستند از جمله آمريكا كه خدمت وظيفه عمومي ندارند و نظاميانشان استخدامي (پيماني) هستند كه پس از انجام پيمان، در صورت تمايل در شمار نيروي ذخيره قرار مي گيرند و هنگام نياز احضار و فعال (اكتيو) مي شوند.

كلازويتس ابراز عقيده كرده است كه مردم يك كشور بايد از طريق خدمت وظيفه (اجباري، بدون اغماض و تبعيض) با فنون رزم آشنا شوند تا در صورتي كه خطري ميهن آنان را تهديد كند جملگي و بدون نياز به آموزش وقتگير، در كوتاهترين زمان آماده دفاع باشند. اين اصل نيز از كلازويتس است: جنگ دنباله سياست (ديپلماسي) است، به طريقي ديگر. دولت هايي كه نظام وظيفه ندارند به اين قسمت از انديشه هاي كلازويتس استناد مي كنند تا بتوانند نظاميان استخدامي (اصطلاحا: داوطلب) را براي جنگ (جنگ تعرضي) به نقاط دوردست بفرستند و تلفات وارده هم نمي تواند مورد اعتراض قرارگيرد زيرا كه اين نظاميان براي جنگيدن استخدام شده اند و «جنگ» كشته شدن هم دارد و اگر جانشان را دوست داشته باشند نبايد به استخدام ارتش درآيند. هزينه نظامي دولت هايي كه نظام وظيفه ندارند بسيار سنگين است و بيشتر اين بودجه صرف پرداخت حقوق و مزايا به نظاميان مي شود.

از قرن بيستم، دولت هاي داراي قانون نظام وظيفه استدلال مي كنند كه تعرض نوعي دفاع است و لذا مي توانند از سرباز وظيفه براي تعرض هم استفاده كنند.

نظام وظيفه در ايران سابقه طولاني دارد. در زمان هخامنشيان و ساسانيان به نوعي نظامي وظيفه وجودداشت. در زمان هخامنشيان، سپاه جاويدان (دائمي و استخدامي) تا رسيدن مرداني كه به عنوان سرباز احضار مي شدند كار دفاع را به دست مي گرفت. شاه عباس نظام وظيفه را به صورتي ديگر احياء كرد و آن، موظف بودن هر دهكده و يا خانواده به دادن يك سرباز بود. پس از تاسيس فرهنگستان ايران، در خبرها ـ نوشتن عنوان «سرباز» براي افراد ارتشهايي كه قانون نظام وظيفه نداشتند ممنوع بود و بايد به جاي آن واژه «نظامي و ...» بكار مي رفت زيرا كه به استدلال فرهنگستان، «سرباز» عنواني بسيار مقدس بود.


1991م:« رد فاكس Redd Foxx» كمدين بزرگ آمريكا در قرن 20 يازدهم اكتبر 1991 در 68 سالگي در لس آنجلس درگذشت. توصيف هنر او در كار نمايش همين اندازه بس ؛ كه كاست يك فيلم او موسوم به «پارتي» 20 ميليون نسخه فروش داشته است. او كه نام اصلي اش «جان سانفورد» بود و در شهر سن لوئي به دنيا آمده بود كار نمايش را از 16 سالگي و از دهه 1940 آغاز كرده بود. پخش سريال «سانفورد و پسر» كه براي پخش در تلويزيون در دهه 1970 تهيه شده بود در دهه اول قرن 21 هنوز تكرار مي شود و پر بيننده ترين برنامه هاي سرگرم كننده تلويزيوني است. اين سريال در مغازه اوراق فروشي « «سانفورد و پسر» كه «رد» آن را امپراتوري خود مي خواند روي مي دهد.

شهرت ديگر «رد فاكس» درگيري دائمي او با اداره ماليات بردرآمد آمريكا بود كه چون از زير بار پرداخت ماليات به بهانه اين كه پول مردم هدر داده مي شود شانه خالي مي كرد بالاخره به زندان افتاد. وي يك هنرمند سياهپوست بود.

 

Redd Foxx


1900م:دهم اكتبر زادروز « هلن هيز » بازيگر قديمي فيلمهاي سينمايي است كه در 1900 به دنيا آمد و 93 سال عمر كرد . . فيلمهاي معروف او « پرواز شب » ، « زباني ديگر » و « ونسا » هستند. او در ميان بازيگران زن شهرت به آرام بودن و كمرو بودن داشت.وي در آخرين مصاحبه مطبوعاتي خود از مصاحبه گر خواسته بود كه عكس جواني و عكس دهه 80 عمر او را در كنار هم چاپ كند تا همگان بدانند كه بعد از جواني ، پيري هم در راه است و هميشه آن روز را در نظر داشته باشند و توشه پيري تهيه كنند.

 

هلن هيز

 

1885م:امروز زادروز «فرانسوا مورياك» نويسنده بزرگ قرن بيستم فرانسه است كه 11 اكتبر 1885 به دنيا آمد و 85 سال عمر كرد. در ميان آثار او از مقاله براي روزنامه تا داستان، نمايشنامه، و تاليفات غير داستاني و شعر ديده مي شود. 30 داستان از او انتشار يافته كه تجديد چاپ مي شوند. «دفترچه سياه» يكي از داستانهاي اوست. بيوگرافي شارل دوگل بهترين تاليف غير داستاني مورياك است. وي در سال 1952 برنده جايزه نوبل در ادبيات شد. او چند جايزه و مدال ديگر از جمله نشان لژيون دونور به دست آورده است. آخرين كار مهم مورياك تنظيم يادداشتهايش به صورت كتاب بود. پس از درگذشت مورياك، از گردآوري برخي از تاليفات او يك مجموعه 12 جلدي به چاپ رسيده است. مورياك در مقالاتش همواره از استقلال كشورها، آزادي و رعايت حقوق انسانها و دمكراسي واقعي حمايت كرده و فقر و ثروت زياد و به همين ترتيب قدرت و بي قدرتي محض را عامل فساد و تباهي و بي ثباتي جامعه خوانده است.

 

مورياک

 

1899م:دور دوم جنگ بوئرها با انگلستان از 11 اكتبر سال 1899 آغاز شد. «بوئر» در لغت به معناي كشاورز است كه مهاجرين هلندي مستقر در آفريقاي جنوبي را هم كه عمدتا كشاورز بودند «بوئر» خوانده اند. نياكان اين جماعت به دليل كالونيست بودن (شاخه اي از مذهب پروتستان) ، فشارهاي وارده را تحمل نكرده و از اروپا به آفريقاي جنوبي مهاجرت كرده بودند كه پس از تصرف منطقه كيپ (دماغه اميد نيك) توسط انگلستان به نقاط شرقي و شمالي رفته و دو جمهوري تازه براي خود ايجاد كرده بودند. در ميان اين مهاجران، گروهي كالونيست آلماني و فرانسوي هم ديده مي شدند. اين مهاجران قديمي چون انگليسي ها را همه جا در تعقيب خود ديده بودند يرانجام دست به مقاومت مسلحانه زده بودند. اين مقاومت هنگامي در سطحي وسيع آغاز شد كه انگليسي ها جمهوري ترانسوال آنها را ضميمه ايالت «كيپ» كرد. جنگ از 16 دسامبر 1880 آغاز شد. در دور اول جنگ، انگليسي ها شكست خوردند و فرمانده آنان ژنرال «كالي» نيز كشته شد. ويليام گلدستون نخست وزير وقت انگلستان كه چنين ديد و به واقعيت پي برد، از در سازش وارد شد و خود مختاري ترانسوال را بپذيرفت.

پس از كشف طلا در ترانسوال، هزاران انگليسي براي كار در معادن وارد اين منطقه شدند و شهر يوهانسبورگ يك روزه ساخته شد و ....

بوئرها كه چنين ديدند بر كارگران غير بومي و شركت هاي انگليسي استخراج طلا، ماليات سنگين بستند و تازه واردين را از شركت در انتخابات و كسب مقام دولتي در آن منطقه محروم كردند. اين وضعيت، باعث اعتراض معدنداران شد و به وزارت مستعمرات در لندن شكايت بردند. اين وزارت به دولت محلي بوئرها اولتيماتوم داد كه به آن توجه نشد. به دستور لندن نيروي نظامي انگلستان مستقر در «كيپ» وارد عمل شد و دور دوم جنگ از يازدهم اكتبر 1899 آغاز گرديد و هر حمله نظامي انگليسي ها به شكست انجاميد. اين بار بوئرها از شيوه جنگ گريلايي استفاده مي كردند، لباس غير نظامي مي پوشيدند و از كمينگاه حمله مي بردند. همچنين، اين بار دولت هاي اروپايي متخاصم با انگلستان به ويژه آلمان به بوئر اسلحه برتر و آموزش نظامي مي دادند، به گونه اي كه تا آخرين ماههاي اين جنگ 29 ماهه از نيروي 250 هزار نفري انگلستان كار موثري برنيامد. انگلستان بهترين سربازان و ژنرالهاي خود از جمله ژنرال كيچنر، ژنرال كمپ ، ككويچ و رابرتز را به جنگ بوئرها فرستاده بود. جنگ در 31 ماه 1902 با امضاد پيمان ورينيگينگ پايان يافت. دولت انگلستان طبق اين پيمان 3 ميليون پاوند به بوئر ها داد، خود مختاري آنان را برسميت شناخت و قول داد كه بعدا اجازه دهد جمهوري فدرال آفريقاي جنوبي را تشكيل دهند و به اين وعده هاي خود هم عمل كرد.

اين جنگها اختلاف سفيد و سياه را در آفريقاي جنوبي افزايش داد زيرا در طول جنگ، انگليسي ها سعي كرده بودند از سياهپوستان محلي بر ضد بوئرها استفاده كنند. سرانجام بوئرها (افريكانرها) با محروم كردن اكثريت سياهپوست، حكومت اقليت ايجاد كردند كه تا آخرين دهه قرن بيستم ادامه داشت. دولت اقليت سفيد پوست چون نگران احتمال مداخله نظامي قدرتها به سود سياهان بود، سلاح پيشرفته از جمله بمب اتمي نيز براي خود توليد كرده بود و ....

نتايج ديگر اين جنگها، روي كار آمدن حزب ليبرال در انگلستان، ايجاد جنبش مشت زنان در چين، روشن شدن مردم مستعمرات كه افسانه قدرت نظامي انگلستان پوچ بوده و در برابر اراده مردم هيچ است و ايجاد جنبش هاي استقلال طلبي، و نيز گسترش احساسات ضد انگليسي در اروپا شد كه جزئيات اخبار مربوط به جنگهاي بوئر را در روزنامه هايشان مي خواندند.

 

چند گريلاي بوئر (سال 1901)


1849م:درتاريخ مجارستان، دو رويداد شبيه به هم به فاصله 107 سال از يكديگر روي داده است كه بر عقيده «فلسفه تاريخ» صحه مي گذارد. هر دو واقعه در اكتبر روي داد. 11 اكتبر درهر دو واقعه روز تعيين كننده بود و دو قيام مجارها، هر دو توسط روسيه سركوب شد.

نخستين واقعه، در اكتبر سال 1849 روي داد. در آن زمان، مجارستان جزئي از قلمرو امپراتوري اتريش بود، و اتريش گرفتار يك انقلاب داخلي. درآن زمان، يك روشنفكر مجارستاني به نام «لايوس كوسوت» كه خواهان استقلال وطنش از اتريش و برقراري يك حكومت پارلماني درآنجا بود دست به قيام زد، و مردم هم از او پشتيباني كردند. اتريش كه به دليل عصيان داخلي قادر به اعزام نيروي اضافي به مجارستان نبود از تزار روسيه كمك خواست و ارتش روسيه وارد مجارستان شد و اين كشور را به خاك وخون كشيد، و قيام ملي آن را سركوب كرد و سلطه اتريش ادامه يافت.

107 سال بعد دراكتبر سال 1956، هنگامي كه غرب گرفتار وقايع آبراه سوئز و جنگ مشترك انگلستان، فرانسه و اسرائيل بر ضد مصر بود، ارتش مسكو به مجارستان نيروي تقويتي فرستاد و قيام ملي مجارها را كه رهبر آن ناجي (ناگي) بود به همان ترتيب اكتبر سال 1849 سركوب كرد و حكومت را به «كادار» مخالف رديف اول «ناگي» سپرد. ناگي نيز يك سوسياليست بود منتهي سوسياليستي ملايم و ملي گرا. با شكست قيام مجارها در سال 1956، اين كشور تا اواخر دهه 1980 كه بلوك شرق منحل شد همچنان از اعضاي اين بلوك بود.

 

يك صحنه از نتايج رويدادهاي مجارستان در اكتبر1965

 

1947م:يازدهم اكتبر در سال 1947، دولت آمريكا با صدور اعلاميه اي از طرح تقسيم فلسطين حمايت كرد كه روز بعد كنسولگري آن كشور در بيت المقدس منفجر شد.

سازمان ملل هم ماه بعد ( 29 نوامبر 1947) طرح تقسيم فلسطين به دو كشور عرب و اسرائيلي را تصويب كرد ، ولي اين مسئله هنوز حل نشده و در خم اولين كوچه است و....

 

1968م:11 اكتبر سال 1968، ارتش پاناما كه «گارد ملي» خوانده مي شود با يك كودتاي بدون خونريزي به حكومت «آرياس Arias» رئيس جمهوري اين كشور پايان داد و اعلام كرد كه ادامه حكومت آرياس به بسط فساد اداري و در نتيجه، يك قيام خونين منجر مي شد كه ارتش پيشدستي كرد و او و همه مقامهايي را كه منصوب كرده بود بركنار كرد.

در اين اعلاميه ارتش پاناما اعلام كرد كه همه انتصابات آرياس بر اساس رابطه وبا هدف سرقت اموال عمومي بود نه ضابطه، و بركنارشدگان تا رسيدگي به سوءاستفاده هايشان درزندان باقي خواهند ماند.

درهمين اعلاميه تاكيد شده بود كه يك شوراي نظامي به رياست سرتيپ ‍‍‍ «عمر تريخوس» به مدت يك سال حكومت را به دست خواهد گرفت و سپس آن را پس از انجام انتخابات عمومي به غير نظاميان خواهد سپرد. تريخوس شهرت به دوستي با آمريكا داشت و رسانه هاي اين كشور اين اقدام را «انقلاب مردم پاناما» عنوان داده اند، ولي تاريخ نگاران «كودتاي نظامي» درج كرده اند. يك سال بعد، مردم پاناما، چون از انتخابات خبري نشد، صداي اعتراض خود را بلند كردند و دو ماه بعد يعني در 16 دسامبر سال 1969، ملاقات تريخوس با راكلفر فرماندار ايالت نيويورك بهانه به سرهنگ «راميرو سيلورا» عضو شوراي نظامي پاناما داد تا تريخوس را كارگزار آمريكا بخواند و او را در اثناي ديدار از مكزيك بر كنار كند و اعلام دارد كه تريخوس در تقسيم مقامات دولتي ميان دوستان و اقوام خود و دادن امتيازها به آنها فراتراز آرياس رفته است. اما تريخوس بدون ترس از سرهنگ سيلورا به پاناما بازگشت و سيلورا بركنار شد.

آمريكا از دهه دوم قرن بيستم در پاناما پايگاه نظامي دارد كه در آن زمان يك سپاه در آن مستقر بود. همين سپاه بود كه چند سال بعد « نوريه گا » رئيس كشور پاناما را در پي يك جنگ خونين دستگير كرد و براي محاكمه به آمريكا فرستاد كه به 40 سال زندان محكوم شد. در نخستين انتخابات رياست جمهوري پاناما در 11 اكتبر سال 1978، يك سال پيش از اقامت به حالت تبعيد شاه در آنجا صورت گرفت و «رويو» برنده شد ، ولي باز تريخوس و بعد از او نوريه گا همه كاره كشور بودند


2005م:پس از سه هفته مذاكره و بحث، نهم اکتبر 2005 سران دو حزب بزرگ آلمان (سوسيال دمكرات و دمكرات مسيحي) كه مسئوليت دولتهاي پس از جنگ جهاني دوم را در آلمان فدرال به طور متناوب برعهده داشتند موافقت كردند كه با هم يك دولت ائتلافي تشكيل دهند. در گذشته، ائتلاف ها در آلمان ميان يك حزب بزرگ و يكي دو حزب كوچك به وجود مي آمد. سازش تازه بايد به تصويب كنوانسيون هاي دو حزب و نمايندگان آنها در پارلمان فدرال مي رسيد تا رسميت مي يافت. کنوانسيونهاي دو حزب و نيز پارلمان آلمان كه داراي614 كرسي است 18بعدا بر ائتلاف صحه گذاردند.

در انتخابات 18 سپتامبر 2005 آلمان، حزب محافظه كار دمكرات مسيحي 226 كرسي و حزب سوسيال دمكرات 222 كرسي به دست آورده بودند. طبق اين سازش، قرار شده بود در كابينه آينده هشت وزير از حزب سوسيال دمكرات (چپ) و شش وزير از حزب دمكرات مسيحي (محافظه كار) شركت داشته باشند. توافق شده بود كه وزيران امورخارجه، دارايي، امور كارگران، محيط زيست، دادگستري، «بهداشت و درمان»، «تعاون و توسعه» و «حمل ونقل» از حزب سوسيال دمكرات و وزيران دفاع، اقتصاد، كشور (امور داخله)، ‏فرهنگ، آموزش و پرورش و امور خانواده از حزب دمكرات مسيحي باشند. به اين ترتيب ديپلماسي و امور درمان و كارگري برعهده حزب سوسيال دمكرات(حزب حاکم قبلي) قرار گرفت كه به اين مسائل علاقه مند است. شرودر با دريافت اين سمت ها براي حزب خود، حاضر شده بود كه از مقام صدارت عظمايي بگذرد و بانو آنگلا مركل از حزب دمكرات مسيحي اين سمت را به دست آورد. به اين ترتيب گرهارد شرودر كه هفت سال صدر اعظم و قبلا هم وزير امورخارجه بود حذف شد.

 

بانو مرکل

 

2005م:نهم اكتبر 2005 در بخش اخبار مشروح ساعت شش و نيم بعد از ظهر، مردم آمريكا و جهانيان در تلويزيونهاي خود صحنه كتك خوردن يك معلم بازنشسته 64 ساله را از دست پليس در يك خيابان شهر توفان زده نيو ارلئان مشاهده كردند و بسياري از آنان اندوهگين شدند.

اين صحنه نشان مي داد كه سه مامور پليس در خيابان «بوربون» در محله معروف به «فرنچ كوارتر» شهر توفان زده و آسيب ديده نيو ارلئان به جان «رابرت ديويس» 64 ساله افتاده و دو تن از آنان او را مي زدند تا اين كه خون آلود شد و بر زمين غلطيد. آنگاه از پشت به او دستبند زدند و منتظر آمدن اتومبيل براي نقل وي به قرارگاه خود شدند. غافل از اين كه فيلمبردار اسوشيتدس مراقب آنان و سرگرم تصوير برداري از صحنه است. يك پليس سوار كه متوجه فيلمبرداري شده بود كوشيد كه با قرار دادن اسب خود مقابل دوربين، مانع ادامه فيلمبرداري شود و يك پليس ديگر به فيلمبردار اهانت كرد و وي با فشار دست به عقب راند، ولي گرفتن تصوير ادامه يافت زيرا كه قانون اساسي آمريكا آزادي مطبوعات را تضمين كرده است.

سه مامور پليس در گزارش خود رابرت را به بدمستي در خيابان (معبر عمومي) و اطاعت نكردن از دستور پليس كه تسليم شود متهم كرده اند.

رابرت پس از درمان در بهداري و اعزام به دادگاه اين اتهامات را رد كرده و گفته است: پس از آسيب ديدن شهر بر اثر توفان، بمانند ديگران شهر را ترك كرده بود و امروز آمده بود تا ببيند كه خانه او و منازل بستگانش در چه وضعيتي قرار دارند و آيا بازگشت به شهر در اين شرايط كار درستي و يانه. وي پس از بازديد از خانه ها در خيابان كانتي يك پاكت سيگار خريد و قصد بازگشت داشت كه ماموران پليس بر سرش ريختند. او 25 سال است كه به دستور پزشك، الكل مصرف نمي كند زيرا كه الكل بيماري قند را تشديد مي كند و در اين مدت لب به الكل نزده است.

پخش فيلم از شبكه هاي تلويزيوني كه كار ژورناليستيك جالبي بود، سبب ابراز تاسف مقامات و تسليم سه مامور پليس به دادگاه شده است. قاضي دو تن از سه مامور را تا سپردن وجه الضمان به زندان فرستاده و سازمان پليس هر سه را معلق از خدمت كرده است. دو عكس زير، رابرت را در جريان حمله پليس و نيز پس از افتادن بر كف پياده رو در ميان خون خود نشان مي دهد. اين خونريزي شدت كتك خوردن او را ثابت مي كند.

 

رابرت باچشم آسيب ديده در قرارگاه


1737: يك زلزله شديد شهر كلكته هند را ويران و 300 هزار تن را كشت.

1865: شورش سياهپوستان جامائيكا (در آن زمان مستعمره انگلستان) بر ضد فقر، تبعيض و بي عدالتي به رهبري يك روحاني مسيحي به نام «پال بوگل» آغاز شد. دولت لندن چون ادامه اين وضعيت را تهديدي براي منافع جهاني خود يافت دستور دستگيري و اعدام بوگل را صادر كرد و متعاقب آن، بوگل دستگيرد و به دار كشيده شد و عصيان سركوب گرديد.

1906: شوراي آموزش و پرورش شهر سانفرانسيسكو تصويب كرد كه كودكان ژاپني مقيم اين شهر بايد در مدارس جداگانه تحصيل كنند. اين اقدام موجب اعتراض دولت ژاپن شد و ميان دو دولت آمريكا و ژاپن يك كدورت طولاني به وجود آمد. دولت آمريكا استدلال مي كرد كه به دليل فدراليستي بودن نظام حكومتي آمريكا نمي تواند دستور لغو تصميم شوراي منطقه را بدهد و تنها كاري كه ازدستش بر مي آيد دادن تذكر دوستانه و يا تسليم دادخواست به دادگاه فدرال برضد شوراي آموزش سانفرانسيسكو است كه اين استدلال، دولت ژاپن را كه نظام حكومتي اش مركزي است و قدرت و اختيارات در توكيو متمركز است قانع نمي كرد.

1923: ارزش برابري پول آلمان به قدري كاهش يافت كه هر 4 ميليارد مارك برابر يك دلار ارزش داشت و ادامه همين وضعيت با عث روي كار آمدن هيتلر شد.

1939: روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا نامه انتشتين را كه در آن به دولت آمريكا اصرار و تاكيد كرده بود كه بمب اتمي بسازد زيرا كه اين كار شدني است و هيتلر در حال تلاش براي توليد آن است دريافت كرد كه نتيجه اش تصويب «پروژه منهتن» به رياست فني دكتر رابرت اوپنهايمر فيزيكدان بود كه مديريت كل آن مجموعه را ژنرال «لسلي گرو» برعهده داشت. انشتين كه يهودي بود از ترس آزار احتمالي ماموران هيتلر، از آلمان فرار و به آمريكا پناهنده شده بود و در دانشگاه پرينستون اين كشور تدريس مي كرد.

1950: اف سي سي (كميسيون مستقل ارتباطات آمريكا) پروانه تاسيس نخستين فرستنده تلويزيون رنگي را در اين كشور به نام كمپاني رسانه اي «سي بي اس» صادر كرد.

1986: مذاكرات ريگان و گورباچف درباره محدود ساختن حجم سلاحهاي هسته اي در اروپا، در شهر ريكياويك پايتخت كشور ايسلند آغاز شد. اين تنها دور مذاكراتي بود كه گورباچف در آن كوتاه نيامد و به آمريكا امتياز نداد، ولي بعدا ....

منبع:iranianshistoryonthisday.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

 

 

اثرات ورزش نکردن روی پوست وشکل صورت

 

ورزش نکردن تاثیر زیادی روی ظاهر انسان‌ها دارد و باعث سرعت گرفتن روند پیر شدن در صورت انسان‌ها می‌شود.

 

دانشمندان تصاویری را منتشر کرده‌اند که تاثیر ورزش نکردن را روی صورت انسان‌ها نشان می‌دهد.این محققان تصاویری از انسان‌ها را منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد در صورتی که آن‌ها حداقل 5 بار در هفته به مدت 30 دقیقه ورزش نکنند، ظرف مدت 5، 10 و 20 سال آینده چه ظاهری خواهند داشت.

 

آن‌ها هم‌چنین تصاویری را ارائه کردند که نشان می‌داد افرادی که به مقدار توصیه شده ورزش می‌کردند ظرف 5، 10 و 20 سال آینده چه تغییرات مثبتی در ظاهر آن‌ها صورت می‌گیرد.

 

محققان در دانشگاه سنت آندرو هم‌چنین میزان اضافه وزنی را که افراد با گذشت زمان و در اثر ورزش نکردن پیدا می‌کردند حساب کردند تا دقیق‌تر بتوانند ظاهر هر فرد را شبیه سازی کنند. این تحقیقات با هدف تشویق کردن مردم اسکاتلند به ورزش کردن انجام شده است.

 

راس وایت هد در این باره گفت: هدف این تحقیقات پررنگ کردن نقش زندگی فعال و پر تحرک در داشتن سلامت و هم‌چنین ظاهر زیباتر است.

 

ما با در نظر گرفتن فاکتورهایی مانند قد و وزن داوطلبان، و این که آیا آن‌ها ورزش می‌کنند یا نمی‌کنند سعی کردیم شکل ظاهری افراد را در سال‌های آینده تخمین بزنیم.

 

برای انجام این کار ، محققان سعی کردند از نرم‌افزارهای کامپیوتری استفاده کنند. استفاده از این برنامه کامپیوتری نشان داد افرادی که تحرک بدنی ندارند بعد از چند سال پوست افتاده‌ای پیدا می‌کنند و زیبایی پوست آن‌ها شدیدا کاهش پیدا می‌کند. هم‌چنین چین و چروک‌های زیاد و انباشته شدن چربی در اطراف چشم و گردن و دیگر قسمت‌های صورت می‌تواند تاثیر منفی زیادی روی ظاهر انسان داشته باشد.

 

یکی از علاقه مندان به ورزش بعد از دیدن این تصاویر گفت: من زمانی که این تحقیق را دیدم واقعا شوکه شدم. اگر همه می‌دانستند در صورت ورزش نکردن ممکن است در 20 سال آینده چه ظاهری پیدا کنند شاید تعداد بیش‌تری نسبت به تحرک بدنی بیش‌تر علاقه مند می‌شدند.

منبع:irannaz.com

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

 

 

 

چهره تکراری

 

 

عصر ایران ورزشی- در فوتبال کشور ما هر فصل که می گذرد باید شاهد چهره های تکراری بر روی نیمکت های تیم ها به عنوان مربی باشیم، افرادی که در بیشتر مواقع کارنامه قابل قبولی هم نداشته اند ولی باز هم در لیگ برتر مربیگری می کردند.

هشت هفته بيشتر از آغاز رقابت‌هاي ليگ برتر نگذشته و در اين بازه زماني اندك انتظار وقوع هرگونه تغيير و تحولي، حتي روي نيمكت‌هاي مربيگري تيم‌هاي قعر جدولي منطقي به نظر نمي‌رسد اما موضوع اصلي نه كنكاش در مورد اينكه چرا منهاي راه‌آهن، ساير تيم‌هاي بحران‌زده ليگ حتي از ايجاد شايعه بركناري در راس كادرفني‌شان هم اجتناب كرده‌اند، كه جست‌وجو در دلايل چرايي اين ماجراست.

اينكه آيا مديران تيم‌هاي پرمشكلي مثل استيل‌آذين، شهرداري تبريز و پيكان قزوين به واسطه اعتماد بي‌اندازه به كادرفني‌شان تابه‌حال پاي هيچ آلترناتيوي را به رسانه‌ها بازنكرده‌اند يا اينكه پاي مسائل ديگري در ميان است؟

عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ از ممنوعيت كار پنج مربي منشوري حتي در رقابت‌هاي دسته اول خبر مي‌دهد. مربياني مثل فيروز كريمي، فرهاد كاظمي، نادر دست‌نشان و وينكو بگوويچ كه همواره نام‌شان در ميان مربياني كه در ليگ‌برتر صاحب تيم بودند به چشم مي‌خورد اما ماجراهاي منشور اخلاقي باعث شده اين نفرات به‌طور رسمي از چرخه مربيان مورد نظر تيم‌هاي ليگ‌برتري و دسته‌ اولي خارج شوند.

در آن سوي ماجرا هم فدراسيون فوتبال و كميته آموزشي وجود دارد كه در سال‌هاي اخير كوچك‌ترين تلاش مثبتي در جهت توليد مربيان جوان در فوتبال ايران انجام نداده‌ است. امثال حميد استيلي، خداداد عزيزي، علي دايي و امير قلعه‌نويي هم به واسطه نام‌هاي بزرگ‌شان در ليگ‌برتر صاحب تيم‌ شدند و اكثر آنها پس از آنكه رسما هدايت تيمي را برعهده گرفتند، به اجبار در كلاس‌هاي مربيگري شركت كردند.

برآيند اين اتفاقات باعث شده مديران تيم‌هاي ليگ برتري به‌شدت با كمبود گزينه براي جايگزين كردن مربيان ديگر به جاي مربيان ناكام تيم‌هايشان مواجه باشند. مروري بر وضعيت تيم‌هاي بحران‌زده ليگ به خوبي اين موضوع را ثابت مي‌كند.

شهرداري تبريز كه با اكبر ميثاقيان از هشت بازي ابتدايي ليگ فقط 5 امتياز گرفته و در قعر جدول رده‌بندي ايستاده، حتي به خودش جرات ايجاد شايعه بركناري سرمربي‌اش را هم نمي‌دهد، تاجايي كه سرپرست اين تيم در واكنش به شايعه اخراج ميثاقيان اين‌چنين واكنش نشان مي‌دهد:« از خواندن خبر مذاکره براي جايگزيني ميثاقيان شاخ در آورديم. مربي‌‌اي كه به فصل قبل تيم را بدون شكست به‌ليگ‌برتر آورد، آنقدر برايمان ارزش دارد كه با چند باخت به فكر بركنار كردنش نيفتيم.»

پيكان قزوين هم چنين وضعيتي را تجربه مي‌كند. تيم شانزدهم جدول رده‌بندي كه به گفته شيعي، مديرعامل اين باشگاه مسئولانش به هيچ وجه از عملكرد محمد احمدزاده در آن رضايت ندارند اما تصميمي هم براي كنارگذاشتن سرمربي سابق ملوان گرفته نشده است.

اين وضعيتي است كه استيل‌آذين و ملوان بندرانزلي هم به گونه‌اي ديگر با سرمربيان خود تجربه مي‌كنند. استيل‌آذين كه در سه هفته اخير، سه شكست متوالي را به دست آورده نه پول فسخ قرارداد سنگين تومباكوويچ را براي پرداخت دارد و نه گزينه قابل اعتنايي كه با بركناركردن سرمربي صربستاني‌شان روي نيمكت اين تيم بنشيند.

ملواني‌‌ها هم كه در حال تجربه كردن شرايط متفاوت و جالبي هستند. آنها فردي كه سال‌ها در اين باشگاه يك دستيار ساده بود را روي نيمكت سرمربيگري‌شان نشانده‌اند و جالب اينجاست كه مجبورند هرهفته متلك‌هاي مختلف پورغلامي را هم تحمل كنند! كار به جايي رسيده كه پورغلامي به شكل عجيبي رودرروي هواداران عصبي ملوان كه از نتايج ضعيف اين تيم به ستوه آمده‌اند هم قرارگرفته‌ و هرگونه توهين و اعتراضي را لايق خود آنها مي‌داند!

مديران عامل اين تيم‌ها قطعا بارها و بارها اين پرسش را از خود پرسيده‌اند كه اگر ميثاقيان، احمدزاده، تومباكوويچ و پورغلامي را بركنار كنيم، چه جايگزين شاخصي براي آنها وجود دارد؟ دراين ميان ماجراي راه‌آهن با ساير تيم‌ها متفاوت است. آنها همان زمان كه رسول كربكندي بالاي سر اين تيم قرار داشت هم مهدي تارتار را در حالت آماده‌باش نگه داشته بودند.

ضمن آنكه براي خود تارتار هم جز راه‌آهن تيمي براي سرمربيگري وجود ندارد. كنارهم قراردادن اين پازل‌ها مخاطب را به اينجا مي‌رساند كه مديران ليگ‌برتري، عملا گزينه‌اي را خارج از گود نمي‌بينند كه بخواهند باب مذاكره را با آنها باز كنند.

اين شرايط در دسته اول هم وجود دارد و تيمي مثل ابومسلم مجبور است از يك مربي جوان مثل مجيد نامجومطلق استفاده كند. در اين شرايط كاملا بديهي است كه كربكندي بركنارشده هم اميدوار باشد كه خيلي زود به چرخه مربيان ليگ‌برتري بازگردد!..../تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

 

نمايش کليه فعاليت هاي اينترنتي در ويندوز

 

يکي از مواردي که در حوزه امنيت شبکه و اينترنت بسياري از کاربران حتي کاربران حرفه اي را نيز بسيار تهديد ميکند فعاليت هاي اينترنتي ناخواسته اي است که در محيط ويندوز انجام ميگيرد. اين فعاليت ها ممکن است چه از طريق نرم افزارهاي مختلف نصب شده و چه از طريق بدافزارهايي (Malware) که ممکن است بر روي سيستم شما در حال اجرا باشد و به طور مخفيانه جاسوسي سيستم را بکند صورت بگيرد. به عبارتي ديگر، ممکن است به اين موضوع دقت کرده باشيد که در هنگام اتصال به اينترنت ، اگر هيچ فعاليتي نظير باز کردن صفجه وب توسط مرورگر انجام ندهيد ، در پنجره Status مربوط به کانکشن اينترنت شما و در قسمت Activity مقدار Send و Receive باز هم تغيير خواهد کرد. اين بدين معناست که پس از اتصال شما به اينترنت همواره در پشت پرده ارتباطات پنهاني در ميان ويندوز و اينترنت برقرار است. اين ارتباطات مخفي ميتواند گاهي انقدر مضر باشد که باعث اشغال زيادي از پهناي باند اينترنت شما گردد. هم اکنون قصد داريم ترفندي را بازگو کنيم که با بهره گيري از آن ميتوانيد کليه ارتباطات جاري انجام شده ميان ويندوز و اينترنت توسط نرم افزارهاي نصب شده را به شکل ريز شده و دقيق مشاهده کنيد و در صورت لزوم اقدام به موقعي در جهت حل آن صورت دهيد.

 

بدين منظور:
از منوي Start وارد Run شويد.
عبارت cmd را وارد کرده و Enter بزنيد تا وارد محيط Command Prompt شويد.
سپس دستور زير را وارد نموده و Enter بزنيد (به دو فاصله Space تايپ شده در ميان دستور نيز دقت کنيد):

netstat -b 5

بلافاصله پس از اين کار کليه کانکشن هاي جاري توسط نرم افزارهاي موجود در ويندوز با ذکر نام هر يک و همچنين پورت مورد استفاده و مسيري که به آن متصل شده است براي شما ليست ميشود.
اين ليست هر 5 ثانيه به روز ميگردد.

در روش فوق اندکي اطلاعات به دليل به روز رساني سريع ممکن است قابل فهم نباشد.
براي حل اين مشکل دستور زير را در CMD وارد کنيد:

netstat -b 5 >beytoote.txt

سپس در زماني به عنوان مثال حدود 5 دقيقه صبر کنيد و سپس کليدهاي ترکيبي Ctrl+C بزنيد.
اکنون عبارت beytoote.txt را مستقيمأ در Run وارد کرده و Enter بزنيد.
آمار اتصالات در آن بازه 5 دقيقه اي در يک فايل Notepad به شکلي دقيق قابل مشاهده است.

در پايان در صورت مشاهده هرگونه ارتباط غيرمنطقي يا ناخواسته در ميان ارتباطات اينترنتي ، ميتوانيد عليه نرم افزار مربوطه اقدامات لازم نظير پاک کردن يا تغيير تنظيمات برنامه را انجام دهيد.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه نيايش سى و هفتم
در هنگام عذرخواهى به‌  درگاه خدا از‌  تبعات اعمال  ‌و‌  تقصير از‌  اداء حقوق بندگان  ‌و‌  طلب رهائى از‌  عذاب نيران به‌  دين دعا با‌  خداى متعال راز  ‌و‌  نياز مى كردند.
̶    پروردگارا من‌  به‌  درگاه تو‌  عذر مى خواهم از‌  اين (گناه) كه‌  مظلومى به‌  حضور من‌  به‌  او‌  ظلمى رسيده باشد  ‌و‌  من‌  او‌  را‌  يارى نكرده باشم (و به‌  فرياد  ‌آن مظلوم نرسيده باشم)  ‌و‌  از‌  (اين گناه) كه‌  معروفى (يعنى خير  ‌و‌  احسانى) از‌  كسى به‌  من‌  رسيده باشد  ‌و‌  من‌  شكر او‌  را‌  به‌  جا نياورده (يا پاداش احسانش را‌  به‌  احسانى نكرده) باشم  ‌و‌  از‌  اين (گناه) كه‌  كسى نزد من‌  از‌  كار بدى عذر خواه آمده باشد  ‌و‌  من‌  عذرش را‌  نپذيرفته (و معذورش نداشته) باشم  ‌و‌  از‌  اين (گناه) كه‌  فقيرى مضطر از‌  من‌  درخواست چيزى كند  ‌و‌  من‌  بر‌ او‌  ايثار  ‌و‌  اعطا نكرده (و حاجتش با‌  تمكن روا نساخته) باشم  ‌و‌  از‌  اين (گناه) كه‌  حقى از‌  حقوق مومنى بر‌ من‌  لزوم يافته باشد  ‌و‌  من‌  اداء  ‌آن حق به‌  حد كمال نكرده باشم  ‌و‌  از‌  اين (گناه) كه‌  عيب كسى (و قبح عمل مومنى) بر‌ من‌  آشكار شود  ‌و‌  من‌   ‌آن عيب را‌  نپوشانيده  ‌و‌  مستور نكرده باشم  ‌و‌  هم از‌  هر‌  گناه كه‌  بر‌ من‌  پيش آمد كرده  ‌و‌  من‌  از‌  او‌  دورى نكرده باشم
̶    از همه اين خطاها  ‌و‌  امثال اين گناهان اى خدا به‌  درگاهت عذر مى خواهم (و آمرزش از‌  عفو  ‌و‌  كرمت مى طلبم) عذرى كه‌  با‌  ندامت  ‌و‌  پشيمانى مقرون است در‌  حاليكه (از اين قبيل گناهان) چنان كه‌  پيش آمد كند ديگر پند  ‌و‌  اندرز گرفته (و ابدا چنين گناهان  ‌و‌  اشباه  ‌و‌  امثال اين خطاها را‌  مرتكب نگردم.)
̶    پروردگارا درود فرست بر‌ محمد  ‌و‌  آل‌  پاكش  ‌و‌  پشيمانيم را‌  از‌  معاصى گذشته كه‌  مقرون به‌  عزم بر‌ ترك  ‌آن معاصى است  ‌و‌  هر‌  معصيت ديگر كه‌  بعدا در‌  معرض  ‌آن قرار گيرم اين ندامت  ‌و‌  پشيمانيم را‌  توبه من‌  قرار ده‌  (توبه قبول  ‌و‌  پذيرفته اى) كه‌  موجب محبت  ‌و‌  لطف تو‌  با‌  من‌  شود اى خدا اى محب توبه كنندگان از‌  خطاء  ‌و‌  گناهان.
متن عربی صحیفه سجادیه (37)
(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا اعْتَرَفَ بِالتَّقْصِيرِ عَنْ تَأْدِيَةِ الشُّكْرِ)
اللَّهُمَّ إِنَّ أَحَداً لَا يَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غَايَةً إِلَّا حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ إِحْسَانِكَ مَا يُلْزِمُهُ شُكْراً. وَ لَا يَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طَاعَتِكَ وَ إِنِ اجْتَهَدَ إِلَّا كَانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقَاقِكَ بِفَضْلِكَ فَأَشْكَرُ عِبَادِكَ عَاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ، وَ أَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طَاعَتِكَ لَا يَجِبُ لِأَحَدٍ أَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقَاقِهِ، وَ لَا أَنْ تَرْضَى عَنْهُ بِاسْتِيجَابِهِ فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ، وَ مَنْ رَضِيتَ عَنْهُ فَبِفَضْلِكَ تَشْكُرُ يَسِيرَ مَا شَكَرْتَهُ، وَ تُثِيبُ عَلَى قَلِيلِ مَا تُطَاعُ فِيهِ حَتَّى كَأَنَّ شُكْرَ عِبَادِكَ الَّذِي أَوْجَبْتَ عَلَيْهِ ثَوَابَهُمْ وَ أَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزَاءَهُمْ أَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطَاعَةَ الِامْتِنَاعِ مِنْهُ دُونَكَ فَكَافَيْتَهُمْ، أَوْ لَمْ يَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجَازَيْتَهُمْ بَلْ مَلَكْتَ يَا إِلَهِي أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَمْلِكُوا عِبَادَتَكَ، وَ أَعْدَدْتَ ثَوَابَهُمْ قَبْلَ أَنْ يُفِيضُوا فِي طَاعَتِكَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ سُنَّتَكَ الْإِفْضَالُ، وَ عَادَتَكَ الْإِحْسَانُ، وَ سَبِيلَكَ الْعَفْوُ 8) فَكُلُّ الْبَرِيَّةِ مُعْتَرِفَةٌ بِأَنَّكَ غَيْرُ ظَالِمٍ لِمَنْ عَاقَبْتَ، وَ شَاهِدَةٌ بِأَنَّكَ مُتَفَضَّلٌ عَلَى مَنْ عَافَيْتَ، وَ كُلٌّ مُقِرٌّ عَلَى نَفْسِهِ بِالتَّقْصِيرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ فَلَوْ لَا أَنَّ الشَّيْطَانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طَاعَتِكَ مَا عَصَاكَ عَاصٍ، وَ لَوْ لَا أَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْبَاطِلَ فِي مِثَالِ الْحَقِّ مَا ضَلَّ عَنْ طَرِيقِكَ ضَالٌّ فَسُبْحَانَكَ مَا أَبْيَنَ كَرَمَكَ فِي مُعَامَلَةِ مَنْ أَطَاعَكَ أَوْ عَصَاكَ تَشْكُرُ لِلْمُطِيعِ مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَهُ، وَ تُمْلِي لِلْعَاصِي فِيمَا تَمْلِكُ مُعَاجَلَتَهُ فِيهِ. أَعْطَيْتَ كُلًّا مِنْهُمَا مَا لَمْ يَجِبْ لَهُ، وَ تَفَضَّلْتَ عَلَى كُلٍّ مِنْهُمَا بِمَا يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ. وَ لَوْ كَافَأْتَ الْمُطِيعَ عَلَى مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَأَوْشَكَ أَنْ يَفْقِدَ ثَوَابَكَ، وَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ، وَ لَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جَازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصِيرَةِ الْفَانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الْخَالِدَةِ، وَ عَلَى الْغَايَةِ الْقَرِيبَةِ الزَّائِلَةِ بِالْغَايَةِ الْمَدِيدَةِ الْبَاقِيَةِ. ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصَاصَ فِيمَا أَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذِي يَقْوَى بِهِ عَلَى طَاعَتِكَ، وَ لَمْ تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُنَاقَشَاتِ فِي الْآلَاتِ الَّتِي تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمَالِهَا إِلَى مَغْفِرَتِكَ، وَ لَوْ فَعَلْتَ ذَلِكَ بِهِ لَذَهَبَ بِجَمِيعِ مَا كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ مَا سَعَى فِيهِ جَزَاءً لِلصُّغْرَى مِنْ أَيَادِيكَ وَ مِنَنِكَ، وَ لَبَقِيَ رَهِيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسَائِرِ نِعَمِكَ، فَمَتَى كَانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوَابِكَ لَا مَتَى هَذَا يَا إِلَهِي حَالُ مَنْ أَطَاعَكَ، وَ سَبِيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ، فَأَمَّا الْعَاصِي أَمْرَكَ وَ الْمُوَاقِعُ نَهْيَكَ فَلَمْ تُعَاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَيْ يَسْتَبْدِلَ بِحَالِهِ فِي مَعْصِيَتِكَ حَالَ الْإِنَابَةِ إِلَى طَاعَتِكَ، وَ لَقَدْ كَانَ يَسْتَحِقُّ فِي أَوَّلِ مَا هَمَّ بِعِصْيَانِكَ كُلَّ مَا أَعْدَدْتَ لِجَمِيعِ خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ. فَجَمِيعُ مَا أَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذَابِ وَ أَبْطَأْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَوَاتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقَابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ، وَ رِضًى بِدُونِ وَاجِبِكَ 16) فَمَنْ أَكْرَمُ يَا إِلَهِي مِنْكَ، وَ مَنْ أَشْقَى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ لَا مَنْ فَتَبَارَكْتَ أَنْ تُوصَفَ إِلَّا بِالْإِحْسَانِ، وَ كَرُمْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلَّا الْعَدْلُ، لَا يُخْشَى جَوْرُكَ عَلَى مَنْ عَصَاكَ، وَ لَا يُخَافُ إِغْفَالُكَ ثَوَابَ مَنْ أَرْضَاكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِي أَمَلِي، وَ زِدْنِي مِنْ هُدَاكَ مَا أَصِلُ بِهِ إِلَى التَّوْفِيقِ فِي عَمَلِي، إِنَّكَ مَنَّانٌ كَرِيمٌ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |

متن عربی حکمت نهج البلاغه وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ ‏لِابْنِهِ‏ ‏الْحَسَنِ‏ -عَلَيْهِ السَّلامُ-: يا ‏بُنَىّ‏ احْفَظْ عَنِّى اُرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لا يَضُرُّکَ ما عَمِلْتَ مَعَهُنَّ: إِنَّ أَغْنىَ الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ، وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ ‏الْعُجْبُ‏، وَ أَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلْقِ. يا ‏بُنَىّ‏ إِيَّاکَ وَ مُصادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ ‏يُرِيدُ ‏أَنْ‏ ‏يَنْفَعَکَ‏ ‏فَيَضُرَّکَ‏، وَ إِيَّاکَ وَ مُصادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ ‏‏يَقْعُدُ‏ ‏عَنْکَ‏ ‏أَحْوَجَ‏ ‏ما ‏تَکُونُ‏ ‏إِلَيْهِ‏، وَ إِيَّاکَ وَ مُصادَقَةَ ‏الْفاجِرِ فَإِنَّهُ ‏يَبِيعُکَ‏ ‏‏بِالتَّافِهِ‏‏، وَ إِيَّاکَ وَ ‏مُصادَقَةَ ‏الْکَذّابِ‏ ‏فَإِنَّهُ‏ ‏‏کَالسَّرابِ‏‏ يُقَرِّبُ عَلَيْکَ الْبَعِيدَ، وَ يُبَعِّدُ عَلَيْکَ الْقَرِيبَ. ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: پسرم! چهار چيز از من يادگير (در خوبيها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، که تا به آنها عمل کني زيان نبيني. الف: خوبيها 1- همانا ارزشمندترين بي‏نيازي عقل است، 2- و بزرگ‏ترين ترس بي‏خردي است، 3- ترسناک‏ترين تنهايي خودپسندي است 4- و گرامي‏ترين ارزش خانوادگي، اخلاق نيکوست. ب: هشدارها 1- پسرم! از دوستي با احمق بپرهيز، همانا مي‏خواهد به تو نفعي رساند اما دچار زيان مي‏کند. 2- از دوستي با بخيل بپرهيز، زيرا از آنچه که سخت به آن نيازي داري از تو دريغ مي‏دارد. و از دوستي با بدکار بپرهيز، که با اندک بهايي تو را مي‏فروشد. 4- و از دوستي با دروغگو بپرهيز، که او به سراب ماند، دور را به تو نزديک، و نزديک را دور مي‏نماياند.

ترجمه فیض الاسلام


امام عليه‏السلام (در اندرز) به فرزندش (امام) حسن عليه‏السلام- فرموده است: اي پسرک من به خاطر دار از من چهار و چهار چيز را که با آنها آنچه به جا آوري تو را زيان نرساند (گفته‏اند: اينکه امام عليه‏السلام فرموده چهار و چهار براي آن است که چهار اول مربوط به خود شخص است و چهار دوم درباره رفتار با ديگران مي‏باشد، پس اول از چهار چيزي که مربوط به خود شخص است) سرآمد بي‏نيازيها خرد است (که به وسيله آن شخص سعادت و نيکبختي در دنيا و آخرت را به دست مي‏آورد) و (دوم) بيشترين نيازمندي بي‏خردي است (که سبب بدبختي دو سرا است) و (سوم) بالاترين ترس خودپسندي است (که خودپسند با کسان خو نگيرد و به اين جهت با او دشمن شوند و هميشه ترسناک باشد) و (چهارم) گرامي‏تر بزرگي نيکخوئي است (که نيکخو نزد همگان بزرگوار است). اي پسرک من (اول از چهار چيزي که درباره رفتار با ديگران است) از دوستي با احمق بپرهيز که او ميخواهد به تو سود رساند زيان مي‏رساند (چون احمق موارد سود و زيان را تشخيص نميدهد) و (دوم) بپرهيز از دوستي به انجيل که او (بر اثر بخل و زفتي که دارد) از تو باز مي‏دارد آنچه را که بسيار به آن نيازمند باشي، و (سوم) بپرهيز از دوستي با بدکار که او تو را به اندک چيزي مي‏فروشد (چون کسي که سعادت خود را بر اثر چيز کمي از دست بدهد البته تو را به بهاي کمتري خواهد فروخت) و (چهارم) بپرهيز از دوستي با کسي که بسيار دروغ مي‏گويد که او مانند سراب (آب نمائي که در زمين هموار به شکل آب ديده مي‏شود) است که دور را براي تو نزديک و نزديک را دور مي‏گرداند (براي انجام دادن اغراض نادرست خودکار سخت را آسان و آسان را سخت مي‏نمايند).

ترجمه سید جعفر شهیدی


(و به فرزند خود حسن (ع) فرمود:) پسرکم! چهار چيز از من بياد دار، و چهار ديگر به خاطر سپار که چند که بدان کار کني از کرده خود زيان نبري: گرانمايه‏ترين بي‏نيازي خرد است، و بزرگترين درويشي بيخردي است و ترسناکترين تنهايي خودپسندي است و گراميترين حسب خوي نيکوست. پسرکم! از دوستي نادان بپرهيز، چه او خواهد که تو را سود رساند ليکن دچار زيانت گرداند، و از دوستي بخيل بپرهيز، چه او آنچه را سخت بدان نيازمندي از تو دريغ دارد، و از دوستي تبهکار بپرهيز که به اندک بهايت بفروشد، و از دوستي دروغگو بپرهيز که او سراب را ماند، دور را به تو نزديک و نزديک را به تو دور نماياند.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : rezvaninia |
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
روغن خراطین
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه
تومور اربیت ، علائم ، درمان و جراحی آن ها
مدیریت پروژه و کنترل پروژه و اهمیت آن

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.